دل نوشته

دیگه آدم بودن از مد افتاده...ا گه میخوای امروزی باشی...گرگ باش ...
نوشته شده در دوشنبه سوم شهریور 1393ساعت 23:38 توسط سیما|

دلم گرفته است… دلم عجیب گرفته است و هیچ چیز، نه این دقایق خوش‌بو، که روی شاخه‌ی نارنج می‌شود خاموش، نه این صداقت حرفی، که در سکوت میان دو برگ این گل شب‌بوست، نه، هیچ‌چیز مرا از هجوم خالی اطراف نمی‌رهاند. و فکر می‌کنم که این ترنم موزون حزن تا به ابد شنیده خواهد شد…
نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم مرداد 1393ساعت 19:17 توسط سیما|

نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم خرداد 1393ساعت 22:38 توسط سیما|

 دنیا آنقدر هم بد نیست

 گاهی یک نفر

 با نفسهایش...

 با نگاهش...

 با کلامش...

 با وجودش...

 با بودنش...

 بهشتی از این دنیا برایت میسازد که

 دیگر بدون او بهشت واقعی را هم نمیخواهی...!

درست مثل بهشتی که عشقت برای من ساخته است

نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم خرداد 1393ساعت 22:31 توسط سیما|

چقدر میشود ساعت را برای نیامدن کسی عقب کشید؟
نوشته شده در پنجشنبه هجدهم اردیبهشت 1393ساعت 21:33 توسط سیما|

 مثل هوای تهران که همیشه

 در حالت اضطرار است

 هوای دل من هم در حالت

 اضطرار است

 فقط فرقی که دارد این است که

نمی خواهم زوج و فرد شوی!!!

برای خروجش از این حال باید روزانه

 که نه بلکه ثانیه به ثانیه تردد کنی...

نوشته شده در سه شنبه شانزدهم اردیبهشت 1393ساعت 12:42 توسط سیما|

دوستت دارم...

و این تنها چیزی است که این روزها

 به آن ایمان دارم...

نوشته شده در جمعه دوازدهم اردیبهشت 1393ساعت 14:46 توسط سیما|

تازه شد به هوای تـــو ،دل تنگ ِمن

نوشته شده در سه شنبه نهم اردیبهشت 1393ساعت 17:10 توسط سیما|

کرم دندانهایم را خورد...

از بس در قاب زندگی گفتم "سیب" ...

نوشته شده در جمعه پنجم اردیبهشت 1393ساعت 22:46 توسط سیما|

هیس!!!

بین خودمان باشد...

من تو را هنوز یواشکی دوست دارم...

نوشته شده در چهارشنبه سوم اردیبهشت 1393ساعت 1:26 توسط سیما|

حالا می فهمم که چرا مادرها

 یه راست میرن بهشت؛

 از بس تو جهنم زندگی بچه هاشون میسوزن!

نوشته شده در یکشنبه سی و یکم فروردین 1393ساعت 1:2 توسط سیما|

همیشه، داشتن و از دست دادن

آزار دهنده تر از نداشتن از اول است.

(خالد حسینی،بادبادک باز)

نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم فروردین 1393ساعت 16:48 توسط سیما|

مهم نیـست عمر کوتاه باشـد،یا بلنــد...

مهم ،نفس هایی اسـت کـه بـا تو

"کـوتاه" و بی تو "بلنـد" کـشیـده میشوند...

نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم فروردین 1393ساعت 3:3 توسط سیما|

میشود خیالم را گوشه ی خوابت گره بزنم؟

نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم فروردین 1393ساعت 6:3 توسط سیما|

نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم فروردین 1393ساعت 16:49 توسط سیما

این روزها ازنبودنت "دل" كه هيچ

 "دنيا "هم برایم تنگ شده است ...

نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم فروردین 1393ساعت 1:2 توسط سیما|

بزرگترين نامردي اين است که مردي

 شعله هاي عشق را درون يک زن 

بدون اينکه قصد دوست داشتنش را

 داشته باشد روشن کند

نوشته شده در شنبه بیست و سوم فروردین 1393ساعت 16:43 توسط سیما|

نوشته شده در شنبه بیست و سوم فروردین 1393ساعت 10:27 توسط سیما|

  میلاد من تویی!

  به یاد ندارم بودنم را پیش از تو...

  زندگي من تويي!

  به یاد ندارم زندگی را پیش از عشقت...

نوشته شده در جمعه بیست و دوم فروردین 1393ساعت 0:1 توسط سیما|

تو مرا نمی شناسی اما من ترا خوب می شناسم 


ای گمشده ی رویاهای من ،


تمام لحظه هایم بوی ترا می دهدو طعم تلخ تنهایی ام را


کاش تو هم حتی به اندازه ی 


نیم نگاهی مرا می شناختی ...

نوشته شده در چهارشنبه بیستم فروردین 1393ساعت 17:58 توسط سیما

باران شده ای!

یک لحظه می باری

یک هفته بیمارم...

نوشته شده در سه شنبه نوزدهم فروردین 1393ساعت 18:55 توسط سیما

من در دنیای واقعی مرده ام...

 ذهنم آشفته ...خواب هایم پریشان...

 خنده هایم فتوشاپی ...

درد و دل هایم با دیوار وبلاگ !!!

 میزان همدردی ها هم با کامنت !!! 

 وتکرار پشت تکرار...

نوشته شده در سه شنبه نوزدهم فروردین 1393ساعت 18:45 توسط سیما|

حرفهایت بوی دوستت دارم میدهد...

فکری به حال چشمهایت بکن!!!

نوشته شده در دوشنبه هجدهم فروردین 1393ساعت 16:24 توسط سیما|


 دختر بینوا عشق میفروشد...
 
غافل ازاینکه آدمهای این شهرقلب ندارند ...
 
              
                            
نوشته شده در یکشنبه هفدهم فروردین 1393ساعت 21:26 توسط سیما|

نوشته شده در یکشنبه هفدهم فروردین 1393ساعت 15:10 توسط سیما

نیامدن‌هایت رادوست دارم

مثل آمدن‌هایت
 
نمی ‌دانی

آن ساعت‌های انتظار چه دلهره‌ی شیرینی

مرا در آغوش می‌کشد

 چقدر وسوسه‌ی

 رویاهای یواشکی

 آن لحظه‌ها را دوست دارم

مثل یک بوسه طولانی است.

نگران نباش به

 کارهایت برس

 من اینجا

با رویای آمدنت عالمی دارم

که تو آنجا ...

در آغوش هیچکس پیدا نمی‌کنی
نوشته شده در یکشنبه هفدهم فروردین 1393ساعت 2:30 توسط سیما|

 بیچاره سبزه ها...

 میدانم باز هم نخواهی آمد...

                                         

                                 

نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم فروردین 1393ساعت 2:58 توسط سیما|

 چقـدر دلم تمام شدن می خواهـد...

 از آن تــمام شدن هایــی که بشــود

 نقــــطه سرِ خط ...

 و آنگــاه دیکـته تمـام شـود!

 و من دیگــر آغـــــاز نشــــوم

نوشته شده در دوشنبه یازدهم فروردین 1393ساعت 1:48 توسط سیما|

  من بدون تو هیچ بهاری ندارم...

نوشته شده در دوشنبه یازدهم فروردین 1393ساعت 1:40 توسط سیما|

من زنم...

زنی خسته از شعارهای فمینیستی...

از تمام حقوق دنیا،

تنها تو حق منی که نیستی...


نوشته شده در یکشنبه دهم فروردین 1393ساعت 1:51 توسط سیما



      قالب ساز آنلاین